user: 
 pass:    
شنبه، ۲۰ شهریور ۱۳۸۹   
زبان/language

انگلیسی

فارسی

منوی اصلی

· خانه
· سخن سردبیر
· تازه ها
· گفت و شنود
· جستجو
· ارتباط با ما
· معرفی ما به دیگران
· کتابخانه

· لیست تمامی مقالات
· لیست تمامی مناظرات

· فایل های صوتی (پادکست)
· فایل های تصویری
کاربران حاضر

فعلا:
12 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.
تریبون

رفتن به ارسالارتباط، سوال، پاسخ(262)
 بوسیله amir1362
 در جمعه، ۱۹ شهریور ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالدر نمايشگاه، امسال چه خبر(25)
 بوسیله pajohesh
 در دوشنبه، ۰۸ شهریور ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالنمایه مطالب سایت(11)
 بوسیله Sardabir
 در شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالصمیمانه(410)
 بوسیله mosafer
 در چهارشنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالروز های خاطره(15)
 بوسیله mosafer
 در چهارشنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ 

[دستیابی به انجمن]

آخرین ارسال گفت و شنود

رفتن به ارسالبیت العدل همچنان در چالش!(78)
 بوسیله pajohesh
 در دوشنبه، ۰۸ شهریور ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالباز هم بی بی سی!(52)
 بوسیله pajohesh
 در دوشنبه، ۰۸ شهریور ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالتبلیغ در اسرائیل(23)
 بوسیله Sardabir
 در شنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالپاسخی در خاتمیت(3)
 بوسیله pajohesh
 در جمعه، ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالپشت پرده "عدم دخالت در سیاست"(12)
 بوسیله Sardabir
 در دوشنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالبهائیت و معاد جسمانی(108)
 بوسیله Sardabir
 در دوشنبه، ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ 
رفتن به ارسالبررسی دلائل حقانیت باب و بها(55)
 بوسیله rezakhan
 در یكشنبه، ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ 

[دستیابی به انجمن]

عناوین آخرین مقالات

· تبلیغ آیین بهائی در اسرائیل و تبلیغ افراد اسرائیلی به آیین بهائی (پنجشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۸۸)
· سخنی با ولوله نویسان بهائی(2-لقب "سر") (دوشنبه، ۰۵ مرداد ۱۳۸۸)
· سخنی با ولوله نویسان بهائی(1-ادعاهای باب) (دوشنبه، ۰۵ مرداد ۱۳۸۸)
· حقوق شهروندی در بهائیت (شنبه، ۰۶ تیر ۱۳۸۸)
· نقدی بر بخش آخر پاسخ فاران دوستی بر نقد دوستی از سایت بهایی پژوهی (قسمت دوم) (دوشنبه، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸)
· نقدی بر بخش آخر پاسخ فاران دوستی بر نقد دوستی از سایت بهایی پژوهی (قسمت اول) (چهارشنبه، ۰۹ اردیبهشت ۱۳۸۸)
· جواز ازدواج با محارم یا اقارب در پاسخ کوشا (شنبه، ۲۹ فروردین ۱۳۸۸)
· چرا بیت العدل، شرمگین نیست؟ (دوشنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۸۷)
· نقد «پاسخی برنقد دوستی از سایت بهایی پژوهی (بخش دوم)» (قسمت دوم) (شنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۷)
· نقد «پاسخی برنقد دوستی از سایت بهایی پژوهی (بخش دوم)» (قسمت اول) (شنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۷)
· نقد «پاسخی برنقد دوستی از سایت بهایی پژوهی (بخش اول)» (پنجشنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۷)
· عجب ضربه ای(تعارضات مبنائی در آئین بهائی)-(2) (شنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۷)
· عجب ضربه ای(تعارضات مبنائی آئین بهائی)-(1) (جمعه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۷)
· فرجام مسیح (ع)در آثار بهائی (جمعه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۷)
· برهان پیامبری بهاءالله چیست؟! (دوشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۸۷)
· غیر بهائی از دیدگاه بهائی (دوشنبه، ۱۴ بهمن ۱۳۸۷)
· مصادره آرمان ادیان(بحثی در خاتمیت) (یكشنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)
· نگاهی به کتاب اقدس(بخش ششم) (یكشنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)
· نگاهی به کتاب اقدس (بخش پنجم) (سه شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۷)
پیام ها

· ارتباط مستقیم (پنجشنبه، ۲۱ مرداد ۱۳۸۹)
· سه میلیون دیدار از بهائی پژوهی (سه شنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۸۹)
· عطر نفس بقیه الله آمد... (سه شنبه، ۰۵ مرداد ۱۳۸۹)
· این است اعجاز "گوی" ! (شنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹)
· گزارش تصویری از نمایشگاه کتاب 89 (جمعه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹)
· با شما در نمایشگاه ! (دوشنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹)
· هزار و چهارصدمین روز "بهائی پژوهی" مبارک! (چهارشنبه، ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۹)



ارسال عنوان جدید   پاسخ دهی به عنوان
نمایش عنوان قبلی نسخه قابل چاپ ورود برای بررسی پیامهای خصوصی نمایش عنوان بعدی
نویسنده پیام
Sardabir
ارسالارسال شده: پنجشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۸۸
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۵
‌ارسال‌ها: 269

این تاپیک نیز برای آن گشوده می شود تا کاربران عزیز خاطره های خود را از همراهی روزان و شبان زیاد یا کمی که در فضای صمیمی و پر جوشش تالار های گفتگوی بهائی پژوهی یا نمایشگاه یا مناظرات داشته اند در اینجا قرار دهند .باشد که یاد آن لحظات و خاطرات برای خود شان یا دیگران طراوت و نشاط همراه داشته باشد...
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
Sardabir
ارسالارسال شده: جمعه، ۰۸ آبان ۱۳۸۸
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۵
‌ارسال‌ها: 269

شاید بد نباشد سردبیر شروع کند تا دیگران هم به میدان بیایند!

به نظرم بهائی پژوهی سرشار از خاطره هاست بویژه دوستان و کاربرانی مثل جویا و

یاس و فرید و ایرانی و حبیب و شهاب و ...(که این روزها جایشان در سایت خالی است) که

روزها و شب ها گاهی تا صبح میزبان سوالات و مطالب دوستان بهائی بودندو خاطره ها

دارند.

تجربه دو طرفه بودن و زنده بودن سایت،تجربه ای کم نظیر بود که تا پیش از آن

هیچ سایت اندیشگی شهامت آن را تجربه نکرده بود یا دوام نیاورده بود!

سایت های بهائی که همه یکطرفه بودندو هستند و سایت پژوهشی در این حوزه

وجود نداشت...

دائما از سوی دوستان توصیه می شد که فقط ساعاتی از روز را دوطرفه کنید تا

بتوانید مطالب را جمع کنید...اما دوستان نمی پذیرفتند و سایت را شبانه روز زنده می

خواستند!

به این خاطر لازم بود در طول شبانه روز سایت دائما توسط دوستان کم شمار

مراقبت شود تا مطلبی بدون پاسخ نماند و بحمد الله نماند.

این موضوع گفتنش سهل است اما کاری سترگ بود که اهل فن قدر آن را می

شناسند...

میهمانان ناخوانده هم از هر تیپ و گروهی می آمدند و چیزهائی می نوشتند و وقتی می

دیدند همه مطالب آنها فورا ثبت می شود تعجب می کردند و اصلا فکرنمی کردند که

به همین سادگی بدون سانسور مطالبشان بالا بیآید و مودبانه پاسخ داده شود!

از سوی این میهمانان هم هزارن نسبت عجیب و غریب نثار سایت می شد اما صبر دوستان

لبریز نمی شد و به راه خود ادامه می دادند...


آخرین ویرایش توسط Sardabir در شنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۸; به تعداد 2 بار ویرایش شده است
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
aram
ارسالارسال شده: یكشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۸



عضو شده: یكشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 1

سلام
درست که عضوی هستم جدید و این هم اولین نظر من ، اما امید دارم آینده ام سرشار باشد از خاطره هایی خوب از سایت متفاوت و پر کاربرد بهایی پژوهی
موفق باشید
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
mmahbod
ارسالارسال شده: دوشنبه، ۱۸ آبان ۱۳۸۸



عضو شده: دوشنبه، ۱۸ آبان ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 4

من هم حدود 1 سالی هست که در این سایت هستم. خیلی چیزها یاد گرفتم.چه شبها که تا صبح فقط مشغول خواندن بودم.
امروز هم شاهد یک اتفاق زیبا بودم یکم دیر رسیدم اما رسیدم. (بیانیه خانم مریلا) که برای خود من یک نشانه بود. برای ایشون هم ارزوی موفقیت دارم.
خدا یار و یاورتون باشه.
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
Sardabir
ارسالارسال شده: شنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۸
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۵
‌ارسال‌ها: 269

از زیبائی های بهائی پژوهی اتکایش به جوانانی بود که با شور و پتانسیل فراوان ،هر روز با ایده و

طرح جدیدی سایت را نوتر و متحول تر می خواستند.روزی به مطالب و تاپیک های نو می پرداختند و روزی به

مسائل رسانه ای و سمعی و بصری و روزی به ترجمه به زبان های دیگر...

این بود که حال و هوای سایت هماره با طراوت می ماند و شاداب!

این روحیه جوان ، سایت را در باغ جوانی ماندگار می ساخت اگرچه تجربه پیران ،روح محتواها بود...

به یاد دارم وقتی انبوه مطالب مستند و پر محتوا باغ بهائی پژوهی را با طراوت ساخته بود

بهترین مراکز دانشگاهی از بر و بار آن در درس هاشان سود می بردند و استفاده می کردند و

اساتید ،دانشجویانشان را به این باغ ارجاع می دادند...

دیری نگذشت که آوازه این باغ با طراوت همه جا حتی دورترین کشورها را درنوردید و میهمانان

انبوهی بر سرسفره میوه های رنگارنگش نشستند و کام خود را از آن میوه ها شیرین ساختند.

آن روزها سوال این بود این سبک و سیاق عالمانه را چه کسی بنیان گذاشته است که این چنین

استوار پیش می رود؟!
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
habibollah
ارسالارسال شده: سه شنبه، ۰۳ آذر ۱۳۸۸
فعّال


عضو شده: دوشنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 328

خدمت تمامي دوستان عرض سلام دارم.
فكر مي كنم هر كس كه با اين سايت آشنا شده باشد، خاطرات بسيار زيادي داشته باشد. من نيز در اين مدت كه توفيق داشتم در سايت بهائي پژوهي مطلب بنويسم خيلي چيزها توانستم كه ياد بگيرم و خاطرات خوب زيادي هم دارم.
اما الآن قصد ندارم كه خاطرات خود را بنويسم. افسوس مي خورم كه چرا هم اكنون نمي توانم كه بيشتر، هم چون گذشته، به نوشتن ادامه دهم. با توجه به اشراف خوبي كه به نظر خودم در اين سايت دارم، مطالب ناب و بكري در مورد آيين بهايي در تاپيك ها مطرح شده است كه فكر نمي كنم در جاي ديگري بتوان به اين سادگي به آن ها دسترسي پيدا كرد. اما از آن جا كه نياز دارد تا دوباره بررسي شود و به صورت مقاله آماده شود، آن مطالب مغفول واقع شده است. اميدوارم كه بزرگان اين سايت و مسئولين محترم آن طرحي براي بررسي و آماده سازي آن ها بيانديشند.

اما نكته ي ديگر كه مي خواستم اشاره كنم اين است كه اي كاش باز هم دوستاني كه نظرات مخالف با نوشته هاي موجود در اين سايت دارند نظرات خود را ارسال مي نمودند و با هم گفتگو مي كرديم. آيا واقعا دوستان بهائي حرف هاي زده شده در اين سايت را قبول كرده اند و يا اين كه دليل ديگري دارد كه نظرات خود را ارسال نمي كنند تا در محيطي آرام به تبادل نظر بپردازيم. من اگر چه در شرايط زماني مناسبي نيستم، اما اگر دوستان بهائي بفرمايند كه به هر دليلي خوششان نمي آيد در اين جا نظر بدهند، من حاضرم در هر فضاي ديگري كه دوست دارند با آن ها به گفتگوي دوستانه بپردازم.

با تشكر
حبيب الله
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی ارسال نامه الکترونیکی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
Sardabir
ارسالارسال شده: سه شنبه، ۱۰ آذر ۱۳۸۸
فعّال


عضو شده: یكشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۵
‌ارسال‌ها: 269

همکاران و دوستان و باحثین سایت همه متمکن وسرمایه دار بودند اما چه سرمایه ای ؟!

دانش ،سرمایه گرانبهای باحثین بود. و صداقت و صمیمیت و مهربانی سرمایه دیگر آنان!

شرایطی بود که دوستان فحش و بی احترامی و اهانت نصیبشان می شد اما مقابله به

مثل نمی کردند و با مهربانی از طرف دیگر می خواستند که به بحث علمی باز گردد و

پاسخ مطالب را ارائه نماید.

از دیار عشق بودند که جز به مهر و عنایت یار،چشم نداشتند.از مردم بودند و به هیچ

جناح و حزبی وابسته و وامدار نبودند و جز برای رسالتهای الهی که بر دوش خود احساس می

کردند قلم نمی زدندوبه این آزادگی که از سر "الفقر فخری "داشتند می بالیدندوره می سپردند...

از سر انصاف باید گفت در مصاف علمی هم هیچ کم نمی آوردند و شاهد آن همه صفحاتی است

که در مناظره های زنده رقم می خورد و اکنون آن بحث هادر منظر همه بینندگان و کاربران قرار دارد...

نمونه اش هم همین دوست جوان و دانشمندمان حبیب است که با حوصله و ادب هر بحثی را با

دوستان بهائی همراه می شد وچنانچه خودش در همین بالا گفت به پیشباز نظرات بهائیان میرفت:

" من اگر چه در شرايط زماني مناسبي نيستم، اما اگر دوستان بهائي بفرمايند كه به هر دليلي

خوششان نمي آيد در اين جا نظر بدهند، من حاضرم در هر فضاي ديگري كه دوست دارند با آن ها به

گفتگوي دوستانه بپردازم. با تشكرحبيب الله"

آری این سرمایه گرانبهائی بود که "بهائی پژوهی " از آن بهره مند بود....
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
pajohesh
ارسالارسال شده: سه شنبه، ۰۸ دی ۱۳۸۸



عضو شده: دوشنبه، ۰۷ آبان ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 91

بنده هم خاطرات زیادی از این سایت دارم که همه شیرین بوده است...

شب های ماه رمضان گاهی دوستان بهائی هنگام افطار و سحر می آمدند و مطالبی می گذاشتند

که باید پاسخ داده می شدو دوستان مسلمان بلافاصله اهتمام به پاسخ می نمودند در حالیکه می

بایست در آن لحظات به خوردن سحری یا افطاری می پرداختند تا توان یک روز دیگر روزه گرفتن را داشته باشند...

حتی در روزهای خاص مثل عاشورا و یا شب های قدر هم این سنگر را رها نمی کردند و دائما آماده پاسخگوئی

به مطالب دوستان بهائی بودند و برای خود تعطیل قائل نبودند...

به یاد دارم که درست در شب عید نوروز یا تعطیلات همان ایام یکی از بهائیان به نام ایران حدود یکصد صفحه مطالب

در رد مطالب اسلامی و پر از شبهه در سایت قرار داد و بلافاصله در همین روزها یکی از محققین سایت پاسخ او را

به تفصیل و کاملا تحقیقی ارائه نمود و نگذاشت که حتی در تعطیلات نوروزی هم مطالب بدون پاسخ بماند...

این ها بود که از این سایت ،یک سایت محبوب برای همه ما ساخته بود...
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
shahab
ارسالارسال شده: شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۸
فعّال


عضو شده: جمعه، ۱۰ اسفند ۱۳۸۶
‌ارسال‌ها: 101

با سلام خدمت همه دوستان و سروران گرامی.
خداوند متعال توفیق داد و مدتی با این سایت همراه بودم. متنی که در زیر میآورم نوشته ای است که مربوط به 8 اسفند سال گذشته است:


با خود اندیشیدم که به مناسبت ایام درگذشت رسول خدا صلی الله علیه و آله متنی بنویسم.
از خود خجالت کشیدم که این ایام بگذرد و از آن وجود مقدس هیچ یادی نشود که خدا بعثت او را رحمت بر یکایک ما و بر همه عالمیان قرار داده است...

دست آخر به این نتیجه رسیدم که فرازهایی از زیارت آن حضرت و گوشه ای از جملات سوزناک امیرمومنان علیه السلام در هنگام به خاک سپاری آن پیکر مقدس را بازگویی کنم...


السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ الرَّحْمَةِ ...
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ كَمَا اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ بَصَّرَنَا بِكَ مِنَ الْعَمَى وَ هَدَانَا بِكَ مِنَ الْجَهَالَةِ
أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِينُهُ وَ صَفِيُّهُ وَ خِيَرَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسَالَةَ وَ أَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ وَ نَصَحْتَ لِلْأُمَّةِ وَ جَاهَدْتَ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِين‏

ای پیامبر رحمت خدا...
خدا بر شما درود خویش را نثار کند آنگونه که ما را به واسطه شما از گمراهی نجات داد و از نابینایی بینایمان کرد و از جهالتمان هدایت بخشید. گواهی میدهیم {همانگونه که ما را تربیت کرده اید} که هیچ خدایی جز او نیست، یکتاست او را شریکی نیست و شهادت میدهیم که شما بنده اویید و شما رسول اویید و شما امین و برگزیده و برترین آفریدگان اویید. و شهادت میدهیم که شما رسالت او را انجام دادید و آنچه بر شما به امانت سپرده شده بود ادا کردید و امت را نصیحت کردید و با دشمنان خدا نبرد کردید و خدا را عبادت کردید تا این که مرگ به نزدتان آمد..


بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ

پدر و مادرمان فدای شما ای رسول الله که به مرگ شما رشته ای از هم گسست که به مرگ فردی جز شما نگسست...
به مرگ شما رشته نبوت و خبر رسانی بین آسمان و زمین برای همیشه از هم گسست


بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ
پدر و مادرمان به فدای شما.... ما را در نزد پروردگارتان یاد کنید.
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی ارسال نامه الکترونیکی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
irani
ارسالارسال شده: شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹



عضو شده: جمعه، ۲۲ آذر ۱۳۸۷
‌ارسال‌ها: 68

از بهترین خاطرات ،غیر از مناظره ها،باید از خاطرات نمایشگاه کتاب نیز گفت...

یکی از دوستان می گفت دختر و پسر جوان و یک دختر نوجوان بهائی ،سال قبل به نمایشگاه آمده بودند که ظاهرا باغیض و غضب می خواستند بگویند گول این حرف ها را نخورید و حقیقت چیز دیگری است! اول گفتند ما مسلمانیم و این حرف ها را قبول نداریم ...بعد معلوم شد بهائی اند .وقتی با محبت و منطق دوستان روبرو شدند یک دیواری در ذهنشان فرو ریخت :اتهام بهائی ستیزی به هر غیر بهائی!
به نظر می رسید خیلی سرمایه گذاری شده است تا این دیدگاه در وجود هر بهائی ،نهادینه شود که اگر کسی منطق بهائی را نپذیرد حتما بهائی ستیز است و نباید به هیچ سخنش توجه کرد!
حال چرا باید نسل جوان بهائی را اینگونه تربیت نمود که از هر مسلمان برای خودش یک بهائی ستیز بسازد که حرف منطقی او را هم نشنود و نپذیرد چون سر ستیز دارد!
حقیقتا فالانژترین مکاتب نیز اینگونه همه دگر اندیشان را از قبل محکوم و مردود نساخته اند که بهائیان و تشکیلات فعلی شان ،چنین می کند.
ایرانیان مردمی فرهنگ دوست بوده اند که سالیان و قرن ها و هزاره ها،با دگر اندیشان زیسته و مسالمت آمیز زندگی کرده اند و تهمت ستیز بر قامت منش شان راست نمی آید.این اهانت روا نیست ،انصاف هم نیست.
امسال اما بیشتر خواهند آمد و عملا خواهند دید تهمت بهائی ستیزی به دگر اندیشان ،هر روز رسواتر خواهد شد و تحریم ساین بهائی پژوهی راه به جائی نخواهد برد.
باید شجاع باشند و بیایند آنچه دارند بنمایانند،بیاموزند و بیاموزانند و حقیقت را پاس بدارند...
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
sarabsa
ارسالارسال شده: یكشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹



عضو شده: جمعه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
‌ارسال‌ها: 6

این تصور ذهن شماست که فکر میکنید بهائیان کسانی که بهاییت رو رد کنند بهایی ستیز هستند!
یک حاج آقایی که سنشون بیشتر بود تو غرفه گفتند که این جوون های بهائی رو نگاه کنید همه بچه درس خون و بچه مثبت(!)اما خوب باید این رو در نظر بگیریم که کسی که میخواد هدیه ای بده خوب کادوش میکنه!مهم این هست که توش چی باشه!
برادر عزیز من فکر میکنم که این شما هستید که دارید اندیشه هاتون رو کادو میکنید تحویل مردم میدید! آخه برادر!
چرا فکر میکنید که مغز بهاییان رو بستن و فقط یک سری اطلاعات(اونم به قول شما عزیزان از طرف بیت العدل) تو مغزشون هست؟والا اینطور که میگید نیست!
یک جوانی توی غرفه بودند ازشون پرسیدم درسته که اینها رو تو دانشگاه راه نمیدن؟! فرمودند آره ولی ما قبول نداریم اینکارو.خوب گفتم به به ایشون حتما طرفدار حقوق بشر هستند! بعد فرمودند اینکه راشون نمیدن باعث مظلوم نمایی میشه و توجه بیشتری بهشون میشه!!!(اخه عزیز این چه حرفیه می فرمایید!)
من که یک متحری حقیقت هیتم این حرفو میگم که اگه بهائیا اومدن نمایشگاه بدون غضب اومدن! برعکس افرادی که داد میزدن مسلمان هستند با غضب با این دوستان بهایی پژوه برخورد کردن!
مردم که رو سرشون گوش ندارن که(بلا نسبت)کتابایی که خریدم گوی رو باز کردم همینجوری.خوب خیلی خوبه برای حرفاشون از کتابهای بهاییا سند میارن! اما طرز بیانش جالبه!
مثلا نوشته که باب رو سیلی زدن و از حرفش برگشت و در مسجد گفت لعنت بر کسی که من رو باب امام زمان بداند لعنت بر کسی که مرا واسطه بداند لعنت بر کسی که مرا منکر امیر المومنین بداند....
زیرش منبع گذاشتن که کتاب تاریخ نبیل صفحه فلان...خوب میریم که این صحفه رو پیدا کنیم. بله درسته نوشته شده که باب سیلی خورد و عمامه سبز از سرشون افتاد...خوب بازم میگردیم بله درسته تو کتاب نشوته که باب در مسجد آن حرفا رو گفته. خوب بیشتر میگردیم... بیشتر....!بیشتر تر...! آقا نیست! به جان خودم نیست کجاش نوشته که سیلی خورد و از حرف خودش برگشت؟! حرفایی هم که تو مسجد زدند فقط میگفت من نه منکر هستم نه واسطه! من خودم قائم هستم !! اما خوب زیرکی نویسنده هست که یک جمله خودش اضافه میکنه یک جمله از کتاب میاره به هم وصل میکنه و منبع میذاره و میشه یک پژوهش عادلانه و از روی انصاف!
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
irani
ارسالارسال شده: یكشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹



عضو شده: جمعه، ۲۲ آذر ۱۳۸۷
‌ارسال‌ها: 68

جناب سراب سا!
چند کامنت نیش دار شما را در تاپیک نمایشگاه و اینجا ،خواندم اما پاسخ نمی دهم .
به جای آن به شما خیر مقدم عرض می کنم.

صحبت این است که اهل تحقیق باشید و همانطور که گفتید متحری حقیقت.
خوب است که شروع کرده اید به خواندن کتابهای بهائی پژوهی.
از هر نظر مستدل شما استقبال می کنیم.
مثلا اینکه گفتید در کتاب ادعا شده ولی استنادش در مورد توبه باب نیامده لطفا نام کتاب و شماره صفحه را بگوئید تا وارد بحث شویم و اگر خطائی بوده جبران شود.
ضمن آنکه در این سایت در باره توبه نامه مفصل صحبت شده و آدرس توبه نامه از کتاب کشف الغطای ابوالفضل گلپایگانی آورده شده حتی عین صفحه مذکور گراور شده است که می توانید به "نمایه" سایت مراجعه فرمائید و آن را در بخش مربوطه ببینید.

مطمئن باش اگر خودت بدون پیش فرض وارد تحقیق شوی تا هرکجا که بخواهی همراهیت می کنیم تا حقیقت را دریابی زیرا می گوئی متحری حقیقتی.
امیدوارم اینگونه باشی.
به حاشیه سیاست و نیش هم لازم نیست وارد شوی زیرا اولا بهائیان معتقدند در سیاست نباید دخالت کرد و ثانیا می گویند گرگان را هم مثل آهوان بنوازید!
(اگرچه جناب بهاءالله هرچه خواستند به برادرشان ازل فحش نثار نمودند)

بگذریم اینجانب آماده گفتگوی حضوری با شما نیز هستم
(در مواقعی که در کشور باشم چون بدلیل شغلی مجبورم به سفرهائی بروم)
این هم آدرس ایمیل بنده :
iranipakbaz@yahoo.com
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
sarabsa
ارسالارسال شده: یكشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹



عضو شده: جمعه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
‌ارسال‌ها: 6

خیلی خوبه خوشحال میشم که راهنامیم کنید در این مسیر
اما چرا بنظرتون باید با خواندن کتاب های بهایی پژوهی شروع کنم؟ مگه خود بهاییان کتاب ندارن؟ ماشالله این همه کتاب! اگه بخواهم درباره اسلام تحقیق کنم باید برم سراغ اسلام پژوهان؟ یا مثلا بخوام کتاب کوروش بزرگ و محمدبن عبدالله را بخوانم؟؟ اصلا و ابدا اینکار رو نمیکنم.میرم از خود اسلام و مسلمانان و کتب اسلامی تحقیق میکنم.خوب اگه من متحری باشم و برای شروع کسی به من کتاب مثلا همین کوروش بزرگ و محمد بن عبدالله را بخوانم که دیگر اسلام رو فراموش میکنم! نه؟؟ حالا این آقای دکتر مسعود انصاری هم کتایشو مستند درست کرده و منبع داره.کتاب های بهایی پژوهی هم منبع داره!کتاب های بهایی پژوهی کنکاشی (به قول خود نویسنده از انصاف!)روی بهاییت و کتاب دکتر انصاری هم کنکاشی(به قوا خودشون از روی انصاف!)در اسلام.
خوب حالا شما بگید اگه قراره روی این 2 دین تحقیق کنم هم اسلام و هم بهاییت خوبه که هم کتاب بهایی پژوهی رو بخونم و هم کتاب کوروش بزرگ و محمد بن عبدالله یا اینکه برم کتاب های خود اسلام و کتاب های خود بهاییت رو بخونم؟؟ راهنماییم کنید
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
irani
ارسالارسال شده: دوشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹



عضو شده: جمعه، ۲۲ آذر ۱۳۸۷
‌ارسال‌ها: 68

ممنونم که از من راهنمائی خواستی.

من نیز با کمال ارادت آنچه تجربه دارم در طبق اخلاص تقدیم می کنم.

فرمودید که برای اطلاع از نظرات یک اندیشه باید به کتاب های خود آن ها مراجعه نمود.

کاملا صحیح است.البته که برای تحقیق در باره یک دین باید کتاب های همان دین را

خواند و با اصول عقلی برخورد داد و قضاوت نمود.

اتفاقا این همان کاری است که بهائی پژوهی انجام داده است.یعنی کتاب های اصلی

بهائیان را خوانده و با اصول عقلی برخورد داده و نتایج آن تحقیقات را در اختیار مردم قرار

داده است.

برای شما مثال می زنم:

شما می خواهید ببینید نظر بهائیت در مورد نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله

چیست؟

باید بروید کتاب های رهبران بهائی را بخوانید و ببینید آنها در این موضوع چه گفته اند.

دوستان بهائی پژوهی رفته اند کتاب های شما را خوانده اند و (کار شما را آسان

نموده اند)واز کتاب اشراقات جناب بهاءالله ص 297 عین مطلب ایشان را در این موضوع

پیدا کرده اند که گفته است:نبوت به وجود پیامبر اسلام خاتمه و انتهاءیافت و بنابر این

گفته ایشان بعد از او نباید پیامبری بیاید.

پس یک بهائی طبق این جمله که در کتاب خود بهائیان است نباید بعد از حضرت محمد

صلی الله علیه و آله منتظر پیامبر دیگری باشد.درست است؟

اگر شما می خواهی برو و همه کتاب های بهائی را بخوان و نقض این سخن را بیاور.

مطمئن باش اگر توانستی خلاف این سخن بهاءالله را در اشراقات بیاوری ما خوشحال

می شویم!

اما اگر نتوانستی بیاوری باید سخن ما را که بر اساس کتاب خودتان است بپذیری.

اگر هم نقیض این سخن را بیاوری تازه باید به این سوال ما جواب دهی که چرا رهبر

شما حرف های متناقض زده چون وجود تناقض در سخن یک مدعی خود دلیل غیر

الهی بودن اوست!

خلاصه اینکه بهائی پژوهان همان کاری را کردند که شما می گوئی.یعنی برای اطلاع از

دیدگاه های بهائیت سراغ کتاب های اسلامی نرفته اند بلکه به سراغ کتاب های خود

بهائیان رفته اند و با مطالعه آن کتاب ها مطالبی را در هر موضوع استخراج نمودند و در

این سایت به بحث گذاشتند تا پیرامون آنها گفتگو شود.مثل همین نمونه ای که برای

جنابعالی ذکر کردم.

قبل از اینکه نمونه ای دیگر از مطالب کتاب های شما بیاورم دوست دارم نظرت را در

مورد همین شیوه بدانم .اگر قبول داری ادامه دهم و نمونه های دیگر را ذکر کنم و اگر

به این روش اعتراض داری بگو تا بحث کنیم.

با آرزوی توفیق.
ایرانی
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
شمس
ارسالارسال شده: شنبه، ۱۲ تیر ۱۳۸۹



عضو شده: چهارشنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 2

با سلام خدمت همه دوستان بهایی پزوه و بهایی که در این سایت قلم فرسایی میکنند .
مدتی قبل در این سایت مفید عضو شدم ولی تا کنون مطلبی در آن ننوشته ام واگر خدا توفیق دهد می خواهم وارد گفتگوی دوستانه شوم .
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
mosafer
ارسالارسال شده: چهارشنبه، ۲۰ مرداد ۱۳۸۹



عضو شده: پنجشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۸
‌ارسال‌ها: 4

اايراني خيلي دوست داشتم جناب سراب سا يا شايد سركار خان سرابسا دوباره يه كامنت بذاره ولي نمي دونم چرا اينجوري نشد. به نظرت اگر توي نمايشگاه يه غرفه اي به ايشون مي دادن بعد يه نفر همين سوال شما رو مي كردد خوب اون موقع ديگه كتابم حتما جلوش بود چي كار مي خواستن بكن!
 
 نمایش پروفایل کاربری ارسال پیام خصوصی  
پاسخ با متن بازگشت به بالا
نمایش ارسالها از قبلی:     
رفتن به:  
تمام زمانها مطابق GMT + 3.5 ساعت هستند
ارسال عنوان جدید   پاسخ دهی به عنوان
نمایش عنوان قبلی نسخه قابل چاپ ورود برای بررسی پیامهای خصوصی نمایش عنوان بعدی