در این مقاله نتیجه ی مناظره ی انجام شده در مورد تبلیغ آیین بهائی در اسرائیل و تبلیغ افراد اسرائیلی به آیین بهائی آورده شده است. برای دیدن مناظره به تاپیک "تبلیغ در اسرائیل" مراجعه نمایید.
http://www.bahairesearch.ir/html/index.php?name=PNphpBB2&file=viewtopic&p=5224#5224
افراد بهائی آیین خود را دوای دردهای بشریت معرفی می کنند. از طرف دیگر طبق پیام بیت العدل آیین بهائی در اسرائیل نباید انجام شود و حتی افراد اسراییلی که خارج از اسراییل هستند و قصد بازگشت به اسرائیل را دارند نیز نباید به آیین بهائی تبلیغ گردند.
مقاله زیر از طریق ایمیل برای سایت ارسال گردید که به نشر آن مبادرت نمودیم.نام نویسنده در ایمیل "سمیه"ذکر شده و در پاسخ مقاله دوستان بهائی در موضوعاتی همچون ادعاهای باب و لقب "سر" و ارتباط با انگلیس می باشد:
ولوله!! یا خشم و هیاهو؟
سخنی با ولوله نویسان بهائی
دکتر شریعتی داستانی نقل میکند که با روش ولولهنویسان در بهائیت بیشباهت نیست. او نقل میکرد که در مزینان فردی ظاهرا ذیصلاح به نام قوچعلی، روزی به عموی من که خیلی به خروس علاقه داشت میگوید در بهمن آباد، جوجه خروسهای خوب و چاق را دانهای پنج تومان میفروشند. عموی من با ناباوری میگوید چطور چنین چیزی امکان دارد، در مزینان جوجه خروس ده تومان است. قوچعلی پاسخ میدهد شما پولش را بدهید، من آن را تهیه میکنم. عموی من پنجاه تومان میدهد و قوچعلی یک ساعته ده خروس چاق و چله به او تحویل میدهد و عمو خوشحال از این حادثه که پنجاه تومان نفع کرده و خروس ارزان خریده است!
قسمت دوم:
نکته دیگر راجع به لقب سِر گرفتن جناب عبدالبهاء از دولت فخیمه بریتانیا است، که آن را نیز به روش خودشان تاویل و تفسیر کرده تا بلکه دامن ایشان را از این ننگ پاک کنند نگاهی گذرا به زندگی انبیاء این نکته را نشان می دهد که پیامبران راستین هیچگاه در زیر پرچم ظلم و ستم نرفته و هیچگاه جابران را مدح نگفته و دعا ننموده اندچنانچه حضرت ابراهیم در برابر نمرود قیام فرمود و موسی در مقابل فرعون و حضرت عیسی در برابر قیصر، اینان همه نه تنها مردم و اقوام را به پرستش خدای یگانه دعوت می نمودند بلکه طاغوتیان زمان خود را مورد هجوم قرار می دادند و مردم را به سوی آزادی و شکست بت های طاغوتی دعوت می کردند. اما در دیانت شما بهائیان با تمام ادعاهای خود نظیر وحدت عالم انسانی، پیامبر و امام آن، در برابر طاغوت زمان سر تعظیم فرود آورده و لب به دعا و ثنا گشوده برای امپراطوری استعمارگر انگلستان آرزوی بقا کرده اند و با پشت کردن به ملت مظلوم فلسطین راهی جز راه انبیاء طی کرده اند.
آیا انگلستان قرن ها به کشورهایی چون هند و استرالیا و ... حکومت ننموده است آیا بیش از یک قرن پنجه های خون آلوده خود را در چاه های نفت کشور ما که شما آن را مهد امر الله می خوانید فرو ننموده بود و ثروت ما را به تاراج نمیبرد؟
مقدمه
این روزها واژه "حقوق شهروندی "در عرف سیاسی و بین المللی ،واژه شناخته شده ای است و منظور از آن حقوقی است که یک انسان به عنوان یک شهروند در یک کشور و در تحت لوای یک حاکمیت باید از آن بهره مند باشد.منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز حد و حدودی برای آن ترسیم نموده است که مورد قبول و امضای اعضای این سازمان قرار گرفته است.اما از آنجا که در بعضی کشورها ،حقوق انسانها ریشه در اعتقادات مردم آن سرزمین دارد باید این حقوق را در مبانی فکری و اعتقادی آن سرزمین نیز جستجو نمود.
بنده به نظرم رسید در بهائیت این تحقیق را شروع نمائیم که بر اساس متون بهائی شهروندان از چه حقوقی برخوردارند.چه شهروندانی که به این اعتقاد دل داده و آن را پذیرفته اند و چه آنها که آن را نپذیرفته و در تحت حاکمیت آنها زندگی می کنند. این بحث را در دو بخش ارائه خواهم نمود:
بخش اول :حقوق شهروندی از نگاه باب
بخش دوم :حقوق شهروندی از نگاه بها،عبدالبها و شوقی
در اکتبر سال 1994، دو فرد دانشگاهی با نام های جان والبریج (John Walbridge) و همسرش لیندا (Linda) (1946-2002) یک گروه مباحثه ی اینترنتی با نام "تالیزمان" (Talisman) را ایجاد کردند که سرویس نامه نگاری آن تحت پشتیبانی دانشگاه ایندیانا راه اندازی شده بود. "تالیزمان" افرادی که پیش از آن در "دیالوگ" مشارکت داشتند را در کنار برخی دیگر از دانشگاهیان اصلاح گرا و روشنفکر شامل می شد. موضوعاتی که در گروه، مورد بحث قرار می گرفت شامل سوالاتی بود پیرامون حضور زنان در بیت العدل جهانی، فرآیند مربوط به بازنگری و بررسی پیش از انتشار نوشتجات که نوعی سانسور و ممیزی دانسته شده بود، سوال های درباره ی الهیات در جهان بهائی آینده و نیز سوء عملکرد بدنه ی تشکیلاتی مرام بهائی.