سردبیر :
اصلی ترین تعلیم از تعالیم دوازده گانه بهائی وحدت عالم انسانی است.
گفتگو پیرامون آن را آغاز می کنیم:
یاس:
اصلی بودن این تعلیم در بهائیت این سوالات را پیش می آورد:
1_سعدی بیش از 770 سال قبل گفته \\\"بنی آدم اعضای یکدیگرند...\\\" سعدی ار بهاءاله گرفته یا بهاءاله ار سعدی؟!
2_سعدی و متفکرانی چون او صد ها تعلیم چون این تعلیم دارند آیا آنها هم پیامبرند؟!
3_رهبران بهائی چرا خود به این تعلیم عمل نکردند واختلافات خود را با برادر ان و خواهرانشان بر طرف نکردند؟!
4_بهائیت چرا اختلافات درونی اش را نتوانسته بر طرف کند : بابی و ازلی و ریمی و سمائی و غیر بیت العدلی ها و...
5_بر این اساس \\\"طرد\\\" چه معنی دارد ؟وقتی بهائیت نمی تواند این افراد را تحمل کند از دیگران چه انتظاری دارد؟!
میلیاردر :
ادامه این بحث خیلی دلنشین خواهد بود.
دوستان شما هم سئوالات خود را بپرسید تا کامل بشه بعد جواب بدیم.
جویا:
بحث وحدت عالم انسانی در بهائیت از آن بحث هایی است که متاسفانه بسیاری از خود بهائیان از واقعیت این بحث بی خبر یا کم خبرند. من هم به زودی آن چه را که در کتب امری در باره ی این تعلیم (که اساس و ریشه ی بهائیت است) آمده است، تقدیم حضور جویندگان حق خواهم کرد. این کار را می کنیم تا ببینیم شعار گوش نواز: «همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار» در عمل چگونه جلوه گری کرده است و نوای دل انگیز: « عاشروا مع الأدیان بالروح و الریحان» تا چه اندازه از حقیقت برخوردار بوده است.